دردهای جسمانی

بسیاری از ما از مشکلات گوارشی,سردردهای تنشی و میگرن,کمردرد, کوفتگی عضلات, درد شدید در عضلات بدن, سندرم روده تحریک پذیر, آسم, سیستم ایمنی ضعیف, ام اس و بسیاری از مشکلات دیگر جسمانی رنج میبریم و برای درمانشان درمانهای پزشکی زیادی را تجربه کرده ایم, اما گویا در بسیاری از موارد موفق به رفع آنها نشدیم. دلیل عدم موفقیت درمان این است که عامل و تداوم بخش بسیاری از اختلالات جسمانی عوامل روانشناختی است. چرا اولین حمله ی ام اس یک بیمار مبتلا به این بیماری باید همزمان باشد با کتک خوردن از همسرش؟ چرا بسیاری از سردردهای میگرنی با افزایش اضطراب شروع می شود؟ چرا برخی از ما به هنگام خشمگین شدن, دچار سوزش شدید و درد معده میشویم؟ یا اینکه به هنگام سرما خوردگی بسیار دیرتر از حد معمول بهبود می یابیم! یا از وقتی عزیزمان را از دست دادیم, دچار سندرم روده ی تحریک پذیر شدیم و هر روز 20 بار نیاز به اجابت مزاج پیدا میکنیم, دچار اسهال شدید میشویم و به همین دلیل خانه نشین میشویم!؟
نگاه دیگری به جز نگاه پزشکی هم میتوان به این مشکلات به ظاهر جسمانی کرد: مشکلات روان شناختی خود را به شکل نشانگان بدنی نشان می دهد. گویا جسم محملی میشود برای تحمل و به دوش کشیدن دردهای روانی ما. انگار زمانی که روان ما توان و ظرفیت تحمل و تجربه و هضم تعارضات روانشناختی و احساسات را نداشته باشد, به ناچار جسم تاوانش را باید پس خواهد داد. روان ضعیف نتیجه اش جسمی بیمار نیز خواهد بود. افزایش ظرفیت روان برای تحمل و تجربه ی احساسات و دردهای روانشناختی باعث کاهش این مشکلات خواهد شد. نگاه به احساسات و تجربه ی آنها شفابخش خواهد بود. البته احساسات اصیل و نه بیمارگون. تجربه ی غم از دست دادن یک عزیز به همراه احساسات متعارضِ دیگر نسبت به آن عزیز از دست رفته میتواند افسردگیِ بیماری که سالهاست افسرده و یا حساس و تحریک پذیر و پرخاشگر شده را برطرف کند. تجربه ی خشم و احساس گناه این سرمایه ی ارزشمند درونی, میتواند دردها و کوفتگی های جسمانی بیمار مبتلا به فیبرومیالژیا (خستگی مزمن) را بهبود بخشد. تجربه ی عشق عمیق به مراقبین اصلی در کنار دیدن احساسات دیگری که به آنها داریم میتواند ما را از رنجهای خودساخته ی جسمانی نجات دهد.
احساسات شفا بخشند. احساسات ثروت درونی ماست. احساسات همه ی زندگی ماست…

پی نوشت:
البته تفاوت است بین احساسات اصیل و احساسات دفاعی(احساسات بیمارگون و غیر اصیل). تجربه ی احساسات غیر اصیل برعکس احساسات اصیل, ما را خسته تر و ناتوان خواهد کرد.
به تفاوت احساسات اصیل و دفاعی و دلیل شفابخشی تجربه ی احساسات خوهیم پرداخت.

 

دسته بندی : وبلاگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *