احساسات دفاعی

کودکان هم به دلیل وابستگی زیادی که به مراقبین اصلی خود دارند و هم به دلیل ظرفیت پایین در تحمل احساسات, در اکثر مواقع وقتی از والدین خود خشمگین میشوند بجای خشم گریه میکنند. این گریه نه تنها احساس اصیلی نیست بلکه مانعی در برابر بروز احساس اصلی کودک (خشم) می شود. ما نیز همچون کودکان در موقعیت های مختلف غمگین می شویم اما پشت این غم احساس خشم قرار گرفته.اما چون از خشم خود میترسیم و یا ظرفیت تجربه ی آن را نداریم غمگین شده و از زمین و زمان گلایه میکنیم. خانمی که اشک میریزد و گلایه میکند از این که دیگران از محبت من سواستفاده میکنند, و بعد متوجه میشویم که او به دلیل نداشتن مرزهای محکم ( به دلیل سرکوب احساس خشم) اجازه ی مورد سواستفاده قرار گرفتن را به اطرافیان خود میدهد, نمونه ی بارز فردی است که از احساس غم به عنوان دفاعی در برابر تجربه ی خشم استفاده میکند.همراه و همدل شدن درمانگر با این غم دفاعی یعنی همدست شدن با بُعد منفی وجود بیمار. بُعدی که جلوی تجربه ی خشم بیمار را میگیرد و از او فردی ضعیف و مستأصل خواهد ساخت(معمولا اطرافیان بیمار با این غم دفاعی وی همدلی میکنند, همراه میشوند و به وی حق می دهند که غمگین باشد.کاری که باعث تقویت غم دفاعی بیمار و در نتیجه تقویت چرخه ی بیمارگون زندگی وی می شود).
پس احساس دفاعی احساسی است که به عنوان یک پوشش و دیوار ظاهر می شود تا مانع بروز احساس اصلی فرد شود. هر احساسی می تواند در جایگاه احساس دفاعی قرار گیرد.

پی نوشت:تجربه ی احساس خشم در درون گاهی به شکل مرز گذاشتن در روابط و حفظ دیسیپلین های لازم در ارتباطات بروز می یابد. حتی شاید به شکل امضا نکردن قراردادی که به لحاظ مالی به ضرر شماست!

 

دسته بندی : وبلاگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *